![]() |
![]() |
|
| دست نوشته ها |
|
تاكيد بر ضرورت خوانش ، ضرورتي كه به هيچ رو بديهي نبوده ، دست كم دو نكته در بر دارد . پيش از اين همه ، حاكي از آن است كه ادبيات پيام شفاهي نيست و از طريق آن نمي توان اين نكته را مسلم گرفت كه تمايز ميان پيام و وسيله ي ارتباطي آشكارا برقرار است . ديگر ، و مساله ساز تر ، اينكه نشان مي دهد رمزگشايي دستور زباني يك متن پس مانده ي از عدم قطعيت به جا مي گذارد كه بايد به وسيله ي دستور زبان ، به هر مفهوم مبسوطي كه باشد، برطرف شود اما نمي تواند برطرف شود. (پل دومان)
شعري از عليرضا عباسي را در بخوانيدwww.goye.blogfa.comمی توانم ابری باشم دراز به دراز ، اندازه حیاط خانه ای بزرگ بعد بارانی بی موقع بر بند رخت های خشک
کلمه ای باشم ، که لبی را آرام می جنباند بعد حلقه که تنگ ، انگشتی را در آغوش
می توانم بادی سمج باشم که بی شرمانه پیراهنی را،به تنی می چسباند یا گلوله ای سرگردان رو به سینه ای که به سرپناهی برای خود فکر می کند.
می توانم هرچیزی باشم، هر کسی اما ترجیح می دهم کاغذی بی جان باشم تا مردانی که دوستت دارند چیزی بر آن بنویسند.
(ستارجانعلی پور)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم بهمن 1388ساعت 13:28 توسط ستار و علیرضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
دانوش وازنا پیاده رو رخداد گویه سایت رندان سایت ادبی هشتاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1388 دی 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|